ليبراليسم؛ آزاديخواهي | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

ليبراليسم؛ آزاديخواهي

ليبراليسم
ليبراليسم

ليبراليسم از نظر لغوي به معني آزاديخواهي است و از نظر اصطلاحي به طرز تفكري اطلاق مي‌شود كه بر مياني ذيل تكيه دارد:

الف) فرد گرايي: فرد در برابر جامعه اصالت دارد و منافع فرد بايد در حد امكان حفظ شود.

ب) انسان محوري همه چيز بايد بر محور منافع انسان ارزيابي شود و خدا محوري يا مذهب، بايد از صحنه زندگي اجتماعي خارج شود.«دين از سياست جدا است». انسان محوري در برابر خدا محوري مطرح مي‌شود و در واقع بايد گفت:«انسان محوري»

ج) اقتصاد بازار: دولت جز در موارد بسيار ضروري نبايد در اقتصاد دخالت كند. هركس به هر مقدار كه بتواند، از هر راه كه بتواند و با هر روش كه بتواند، مادامي كه به آزادي ديگران لطمه وارد نكند مي‌تواند ثروت جمع كند و…

د) اعتقاد آزاد هر انساني: هر اعتقادي داشته باشد، محترم است و لازم است ديگران به عقايد او احترام بگذارند به عبارت ديگر «اصالت عقيده» نسبي است و هيچ عقيده و آئيني بر هيچ عقيده و آئين ديگري برتري و ترجيح ندارد.

هـ)دموكراسي: مشروعيت حكومت و قانون هر دو از رأي اكثريت مردم به دست می‌آيد.

و) آزادي احزاب: هركس با هر عقيده و طرز تفكري آزاد است تا گروهي را بر گرد خود جمع كند و حزبي درست كند و دست به تبليغات حزبي بزند و از طريق شركت در انتخابات، به كرسيهاي مجلس و يا مقامرئيس جمهوري دست يابد.

ليبراليسم در آغار يك جنبش انقلابي ضد كليسا و ضد استبداد بود. در حال حاضر جزيي از سنت فكري محافظه كاري غربي است و دو حزب بزرگ آمركا زير نفوذ آن قرار دارند، در ايالات متحده آمريكا كه حزب قوي چپ وجود ندارد سياستمداراني را «ليبرال» مي‌گويند كه داراي افكار نزديك به چپ و هوادار اصلاحات اجتماعي و اقتصادي باشند.

منابع:

كتاب احزاب و تشكيلات سياسي در ايران

فرهنگ تفسيري ايسم ها/ مهدي حاجي زاده/جامه دران

مطالب مرتبط

2 نظر

  1. مرتضی

    باسمه تعالی
    ۱.در دنیای امروز تنها وفقط دو ایدئولوژی وجریان حاکم است ، دچار تکثر نشویم، تنها جنگ بین دو مورد زیر است:

    الف-اسلام ناب محمدی
    =انتهای خیر=خاتم همه ادیان الهی و آخرین تفکر توحیدی=اصالت خدا=حتی نسبت به بدن خود مالکیت نداری ومالک همه چیز تنها خداست و با اجازه او هر کاری اخلاقی می شود=خداپرستی=خدا کمال مطلق است= آزادی نفس مطمئنه و اسارت نفس اماره=مطلق نور=مطلق فضائل انسانی حق=امام حسین (ع)

    ب-لیبرالیسم
    = آخرین تفکر مادی باطل وانتهای همه شرها=اصالت سود=اصالت انسان و بشر به جای خدا =اخلاق راسل=به نظر راسل به عنوان مثال اگر بتوانی مرغ همسایه را بدزدی و او نتواند گاو تو را بدزدد این کار تو اخلاقی است و باید در این دزدی تعجیل کنی=هرکاری که دوست دارم و از آن لذت یا نفع می برم حق من است=خود پرستی=خدا تکامل مطلق است =آزادی نفس اماره و اسارت نفس مطمئنه(عقل و روح- آزادی هم در اسلام نامحدود است و هم در لیبرالیسم اما جهتش فرق می کند)=لباس نفاق(با استفاده از جهل(بدترین جهل جهل مرکب است) یا دلبستگی مردم) =مطلق ظلمت=مطلق رذائل حیوانی=شمر=ایدئولوژی حاکم بر غرب =مقام پیامبران را تا یک مصلح بشری پایین می آورند و مثلا می گوید وحی یعنی نبوغ بشری=ماندگاری لیبرالیسم در نفاق آن است چون سپر به سپر با دین حرکت میکند(همیشه باید پرسید چه و ازچه ؟مثلا ب چه آزادی و آزادی از چه؟)=لیبرالها دوستان مشترک ندارند و فقط منافع مشترک دارند=استعمار کشورهای جهان سوم کاملا درست و اخلاقی است چون به سود ماست و…=تجربه گرایی و حس گرایی=بیشتر دنیای امروز را فرا گرفته است و به سرعت درحال گسترش است ازجمله در کشور های به ظاهر اسلامی

    ۲.برخی دیگر از ایدئولوژی ها وجود دارد نظیر شیطان پرستی،پوچ گرایی،ستاره پرستی،گاوپرستی و… اما لیبرالیسم(خودپرستی)آخر همه اینهاست.یک کش را در نظر بگیرید که در حرکت کشسانی می رود به مثلا شیطان پرستی و .. می خورد و دوباره به لیبرالیسم بر میگردد.به گفته خود دانشمندان غربی لیبرالیسم انتها و آخر همه ایدئولوژی هاست و بیشتر از آن نخواهد آمد.لیبرالیسم مبتنی بر جهان بینی اومانیسم (انسان گرایی)و با قانون مندی راسیونالسم(عقل گرایی البته عقل بدون وحی) و ریشه گرفته از ماتریالیسم(مادی گرایی) و دارای مکتب اخلاقی رادیکالیسم(وجدان گرایی) است

    ۳.پس چرا وارد جامعه لیبرال می شویم و رفتارهای اخلاقی و انسانی و نرمال می بینیم و در جوامع اسلامی نمیبینیم؟

    الف-رفتار اخلاقی:هرکجای عالم رفتار اخلاقی دیده شود نشئت گرفته از پیامبران الهی است،نظیر یهودیت و مسیحیت و اسلام(همه ادیان الهی تنها یک خرف زده اند: قولو لا اله الا الله تفلحو)-مثل تربیت دست پدرو مادر مسیحی

    ب:رفتار انسانی:فردی که عنوان می کند من لیبرالم ولی مثلا دروغ نمی گوید مفهوم لیبرال را خوب متوجه نشده است.چون انسانها ذاتا پاکی عدالت و راستگویی و …را دوست دارند و از خیانت بدشان میآید و…

    ج-رفتار نرمال=قرادادهای اجتماعی دارند-قرارداداجتماعی مبتنی بر اصالت سود(اخلاق راسل)است و با اخلاق ۱۸۰ درجه فرق می کند-مثلا دو نفر با هم می روند دزدی و یکی از آنها تیر می خورد ،دیگری به زحمت او را با خود می برد،علت این کار او ایثار و فداکاری نیست بلکه برای این است که لو نرود یا دفعه دیگر کی باشد که با او به دزدی بیاید.یا اینکه یک گروه با هم می روند راهزنی و قراداد می بندند که هرچه گیرمان آمد بین همه مساوی تقسیم میکنیم،اگر کسی بیشتر بردارد او را می کشند پس این کار آنها عدالت نیست…

    به موارد بالا آموزش هم اضافه می شود،اما در جوامع اسلامی علت اینکه این رفتارها را نمیبینیم

    الف-اعتقادی به دین ندارد

    ب-اسلام را نشناخته است ومسلمان شناسنامه ای است

    ج-تحت تربیت دین قرار نگرفته است
    و…

    نتیجه:پسر نوح با لیبرال ها بنشست خاندان نبوتش گم شد/سگ اصحاب کهف روزی چند پی انسان گرفت و مردم شد

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *