دموكراسي چيست؟ | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

دموكراسي چيست؟

در واقع دموکراسی یک نظام سیاسی اومانیستی(اصالت انسان) است. دموکراسی از دو کلمه دموس به معنای مردم و دیگری کراسی یعنی حاکمیت و سلطه. در مقابل آن تئوکراسی که باز از دو کلمه تشکیل شده است: تئوس یعنی خدا, و کراسی هم میان دو مفهوم مشترک است.

دموکراسی یعنی این که قوانین دلخواه مردم حکومت کند و تئوکراسی یعنی قوانین دینی و الهی حکومت کند. بر اساس مبانی تئوکراتیک؛ مردم در چارچوب کتاب آسمانی می‌توانند مقررات را عوض كنند اما نمي توانند اصل قوانين الهي را مخدوش نمايند، ولي دموكراسي اين است كه حلال و حرام نيز به دست و به خواست خود مردم باشد.

حال شما نگاه كنيد در مطبوعات ما دموكراسي چه معناي ساده اي پيدا مي‌كند. نظر خواهي از مردم و مشورت با ايشان را به عنوان دموكراسي معرفي مي‌كنند، در صورتي كه دموكراسي نظر خواهي و مشورت با مردم نيست. مشورت و نظر خواهي در اسلام و در حكومت ديني از اصول مسلم است و تئوكراسي اسلامي بدون مشورت و نظر خواهي متصور نيست. اين كه معناي دموكراسي نيست! مفهوم دقيق و كامل دموكراسي، نشاندن قوانين دلخواه بشر به جاي قوانين الهي است.

دموکراسی نیز در اندیشه جدید دو تجلی دارد؛ یکی اندیویدیوآلیستی و دیگری کلکتویستی (فردگرایانه و جمع گرایانه) دموکراسی فردگرا همان دموکراسی بورژوازی و رأی اکثریت افراد است.

در دموکراسی کلکتیو یا دموکراسی یا جمع گرا, حاکمیت یا حکومت متعلق به افراد نیست بلکه متعلق  به جمع است. کشورهای کمونیستی نمونه این نوع از دموکراسیها هستند جمهوری دموکراتیک خلق ویتنام و کشورهایی دیگر به این نام موسوم هستند, نمونه های این نوع دموکراسی به شمار می روند.

البتَه این ها نیز از تنها انواع دموکراسی نیستند. دو گرایش دیگر در دموکراسی وجود دارد که یکی از آن ها هرگز به قدرت نرسید و ذاتش هم همینگونه است که نمی تواند به حکومت برسد و آن «آنارشیسم» نوعی از دموکراسی را قبول دارد که که در فرد گرایی افراطی تر از دموکراسیهای لیبرال است, به این معنی که اعطای قدرت افراد به شخص یا گروه خاصی برای حکومت را به هیچ عنوان مجاز نمی داند و به این تعبیر با حکومت مخالف است.

یک نوع دیگر از دموکراسی نیز «فاشیسم» است که در مقطعی از تاریخ اروپا به قدرت رسید و حکومتهایی قدرتمند تشکیل داد.

لذا کسی نباید فکر کند که در غرب تنها قرائت از دموکراسی, قرائت لیبرال است, چون این گونه نیست وقرائتهای متعدد دیگری از قبیل کمونیستی, فاشیستی و آنارشیستی نیز وجود داشته و دارد.

بر اسا تئوری اندیویدیوآل از دموکراسی هر فردی می تواند کاندیدا شود یا به هرکس که خواست رأی دهد (حق رأی دارد) یا این که حزب و گروه و دسته تشکیل دهد.

دموکراسیهای کلکتیو بر اساس انتقاد از دموکراسی اندیویدیوآل شکل گرفته است. از این منظر, دموکراسی فردگرا یک فریب و سراب بیش نیست, چون در واقع چیزی جز حکومت سرمایه داران وجود ندارد. یک انسان معمولی طبق قانون می تواند کاندیدا شود اما صدای او به چه کسی می رسد, چقدر می تواند تبلیغات کند و در این مسیر تا چه حد می تواند هزینه نماید, او چگونه می تواند در افکار مردم تأثیر بگذارد؟ او در مقابل جریانهای سرمایه داری عظیم که از یک نفر پشتیبانی می کنند. چه می تواند ارایه نماید؟ لذا انتقاد دموکراسیهای جمع گرا این است که در دموکراسی لیبرال و آندیویدیوآل نمایندگان توسط سرمایه داران شهرت یافته و در افکار عمومی جاباز می کنند و انتخاب می شوند و در واقع نماینده و منافع همان سرمایه داران هستند.

دموکراسی جمع گرا بر اساس همین انتقادات معتقد است که همه افراد در جامعه حق رأی ندارند, رأی متعلق به گروهی است که حیات جامعه در گرو وجود آن گروه طبقه است و آن, طبقه مولد(در بینش مارکسیستی کشاورزان, کارگران و زحمت کشان طبقه مولد هستند).

منبع: کتاب مدرنیته, روشنفکری و دیانت.

 

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *