امپرياليسم؛گرايش امپراطوري | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

امپرياليسم؛گرايش امپراطوري

 

 

امپرياليسم    گرايش امپراطوري

نام ، عنوان، خط مشي و سياستي را گويند كه خارج از حوزه ي ملي خود، هدفش ايجاد و خلق يك امپراتوري است و يا احساس و تعصب اينكه: كشور بايد تبديل به يك امپراتوري شود و يا اگر كشور امپراتوري هست بايد در نگاهداري آن كوشيد، چنين دولت و يا قدرتي به تصرف سرزمين هاي ديگر مي‌پردازد و مردم آن سرزمين ها را به زور وادار به فرمانبرداري كرده و از منابع: اقتصادي، مالي و انساني آنها به سود خود بهره برداري مي‌كنند.

بن و ريشه واژه امپرياليسم واژه ي قديمي تر«امپراتوري» است كه در دهه‌ي ۱۸۹۰در انگلستان رواج يافت و رهبري آن را سياستمدار استعمار خواه انگليس: جوزف چمبرلين به عهده داشت، اگرچه امپرياليسم و امپراتوري خيلي قديمي تر از دهه‌ي ۱۸۹۰ است اما در حقيقت امپرياليسم از آغاز بشريت وجود داشته، به عنوان نمونه دولت كوروش كبير و داريوش در غرب آسيا، دولت هاي: بابل، آشور و كلده و مصر قديم در آفريقا را مي‌توان از امپراتوري هاي قديم دانست.

اولين امپراتوري را در تمدن غربي، اسكندر كبير از اهالي مقدونيه به وجود آورد كه بر اروپا و قسمت زيادي از غرب و جنوب آسيا حكومت داشت- حكومت اسلام را برخي امپراتوري اسلام دانسته اند- امپراتوري روم بر قاره ي اروپاي گذشته و بخشي از آسيا و آفريقا حاكم بود – از ديگر امپراتوري هاي بارز بايد به امپراتوري مقدس روم در قرون وسطي، امپراتوري عثماني يا ترك، امپراتوري اسپاني، امپراتوري گسترده ي قيصر هاي روسيه، امپراتوري مستعمراتي بريتانيا كه در شش قاره جهان گسترش داشت. امپراتوري اطريش، امپراتوري ناپلئون و امپراتوري كوتاه مدت هيتلري اشاره كرد.

واژه هاي: امپرياليست به معناي طرفدار امپرياليسم. امپريال به معناي امپراتور .امپراتور به معناي شاهنشاه و پادشاه مقتدري كه بر ممالك و نواحي بسياري سلطنت كند و امپراتوري به معناي ممالك و نواحي كه تحت سلطنت امپراتور قرار دارند، همه از خانواده واژه ي (امپرياليسم) مي‌ياشند.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *