امام خميني از منظر دانشمندان مسلمان | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

امام خميني از منظر دانشمندان مسلمان

امام خميني از منظر دانشمندان مسلمان
امام خميني از منظر دانشمندان مسلمان

سخن را با روايتي مشهور که عده اي از بزرگان معاصر آن را با شخصيت حضرت امام خميني رحمة الله تطبيق نموده اند آغاز مي کنيم: امام هفتم حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: «رجل من اهل قم يدعو الناس الي الحق، يجتمع معه قوم کزبر الحديد، لا تزلهم الرياح العواصف و لايملون من الحرب و لايجبنون و علي الله يتوکلون والعاقبة للمتقين; مردي از اهل قم [به پا مي خيزد و] مردم را به حق [و حمايت از آن] فرا مي خواند. گروهي به گرد او مي آيند که مانند قطعه هاي آهن هستند، تندبادهاي [حوادث و مشکلات] آنان را متزلزل نمي کند و از جنگ خسته نمي شوند و [از چيزي] نمي ترسند و بر خداتوکل مي کنند. پيروزي نهايي از آن پرهيزگاران است.۱ »

امام خميني سازنده تاريخ معاصر

دکتر مصطفي ايوب، دانشمند مسلمان آمريکايي و مسؤول گروه مطالعات اديان در دانشگاه تامبل آمريکا در مورد رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران مي گويد:
«بنده معتقدم که تاريخ، امام خميني رحمة الله را به عنوان بزرگترين شخصيت جهاني قرن بيستم معرفي خواهد کرد، زيرا او فردي بود که هم نبوغ سياسي و هم نبوغ ديني داشت. درست است که ولايت فقيه به عنوان يک مفهوم اسلامي شيعي از غيبت صغري همواره مورد بحث و بررسي بوده ولي امام خميني رحمة الله به اين مفهوم تفسير ديگري دادند که امام معصوم عليه السلام از طريق علمايي که فقيه اند نقشي در حکومت دارد و آن علماء نايبان امام عليه السلام هستند و چنانچه در شخصي خصوصياتي که امام عصر عليه السلام بيان کرده فراهم گردد، فقيه اول خواهد بود. بنده معتقدم که از جمله مهم ترين تاثيرات نهضت امام خميني رحمة الله اين بوده که حکومت در يک کشور بزرگ و با اهميت اسلامي را از ماهيت لائيکي آن به ماهيت اسلامي و ديني مبدل ساخت و بدين ترتيب جمهوري اسلامي الگويي براي جنبش هاي اسلامي جهان گرديد.
من بر اين باورم که از لحاظ قدرت فکري، امام تنها يک فرد يا پديده فردي نبود بلکه يکي از سازندگان تاريخ بود.۲ »

اثبات بطلان نظريه «دين افيون ملت ها»

استاد فهمي هويدي مصري نويسنده مشهور روزنامه «الاهرام » ، مجله «المجله » و روزنامه «الشرق الاوسط » مي گويد:
«بايد گفت: که به طور کلي ذهن انسان از بيان دستاوردهاي امام عاجز است ولي مي توان آن ها را در بندهاي ذيل خلاصه کرد:

  1. اعتبار بخشيدن دوباره به ملت ايران و متوقف نمودن دشمني و بي حرمتي به شخصيت مذهبي آنان که رژيم گذشته ايران درصدد بي ارزش کردن آن بود.
  2. ايشان گفته هايي چون «دين عنصري است افيون ملل و عامل خمود و سستي » را رد کردند و ثابت نمودند که اگر از دين به درستي استفاده شود عنصري فعال و مؤثر در برانگيختن ملت هاست.
  3.  امام خميني رحمة الله پيروزي مستضعفين و پيشرفت مهم مواضع اسلامي را در جهان معاصر محقق ساختند.
  4. امام در مقابل قواي استکبار جهاني با قدرتي عظيم قد علم کردند و در مقابل ايشان سکوت نکردند.
  5. در چهارچوب افکار مذهبي به پيروزي بزرگي دست يافتند و آن، تشکيل حکومتي جديد پس از سال ها انتظار بود و اين دستاورد از اهميت خاصي برخوردار است.۳ »

اهتمام ويژه به حفظ اسلاميت نظام

دکتر ادريس کتاني نويسنده معروف مراکشي و از اعضاي مجمع کبار العلماء مغرب مي گويد:
«به عقيده من مهم ترين کارامام خميني رحمة الله حفاظت از اسلامي ماندن انقلاب پس از پيروزي بود. براي توضيح مطلبم نياز دارم قسمتي از تاريخ معاصر را که، خود شاهد آن بوده ام براي شما بازگو کنم.
من در متن انقلاب بزرگ مردم الجزاير بودم. در آن انقلاب همه مردم مسلمان بودند و با شعارهاي اسلامي و با دست خالي استعمار ۱۳۰ ساله فرانسه بر ماورءالبحر را پايان دادند. اما بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب، سوسياليست ها مسلمانان را کنار زدند و حاکميت خود را بر مردم تحميل کردند. زيرا انقلاب مردم اسلامي الجزاير کادر رهبري اسلامي نداشت. همان روزها، درست چند روز پس از پيروزي، «تيتو» ، «ناصر» و «نهرو» به الجزاير آمدند تا رسما سوسياليست بودن مبارزات مردم را اعلام کنند. ولي نکته مهم در انقلاب اسلامي ايران، اصرار امام خميني رحمة الله بر اسلامي ماندن حکومت بود. رمز موفقيت امام هم در اين بود که با تکيه بر مردم مسلمان، گروه هاي مقاومت تشکيل داد و از نيروي انقلابي آنان کمک گرفت ونگذاشت صاحبان قدرت نظامي و سياسي، حکومت را از دست مسلمانان بگيرند. تشکيل سپاه مردمي، دفاع از انقلاب وحضور مردم مسلمان در صحنه و استفاده از کادرهاي اسلامي و مقاومت امام در رهبري اسلامي باعث شد تا غربي ها در تحليل هاي خود دچار شکست شوند.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، يکي از افرادي که براي بررسي و ديدار از انقلاب ايران به کشور شما سفر کرد، يک وکيل دادگستري مغربي و دبير کل حزب اتحاد سوسياليستي مراکش بود که در بازگشت نوشت: «انقلاب و رهبري امام به نحوي است که غربي ها حتما در مورد آن نمي توانند تئوري هاي درستي ارائه کنند.»
فرصت را غنيمت مي شمارم و اعلام مي کنم که کتاب ها و نظريات زيادي از علماي اسلامي عليه امام خميني رحمة الله ديده ام – چه در داخل و چه در خارج ايران – اما به عنوان يک عالم ديني اذعان مي کنم که همه آن ها يا به خاطر جمود انديشه است و جهل به مسائل سياسي، يا دگم انديشي در مسائل اسلامي عامل آن ها بوده است، که به هر حال نظريات معتبري ارائه نکرده اند. رضوان خداوند بر او باد.۴ »

رهبر ۷۹ ساله و ارتباط عميق با نسل جوان

آقاي احمد هوبر از انديشمندان مسلمان اهل سوئيس مي گويد: «هنگامي که من از سال ۷۹- ۱۹۷۸ (۵۷- ۱۳۵۶) به مطالعه درباره امام خميني رحمة الله به خصوص از منابع ايراني شروع نمودم، به طرز عجيبي شگفت زده شدم، چراکه امام خميني رحمة الله اولين رهبر مذهبي در قرن ماست که انقلابي را به وجود آورد که همزمان سه وجهه مذهبي، سياسي و فرهنگي را در خود جمع کرده بود. تمام انقلابيون قرن ما نظير لنين، مائوتسه تونگ يا آدولف هيتلر و موسوليني! يک انقلاب سياسي و اجتماعي را به وجود آوردند; اما چون آنان بويي از مذهب نبرده بودند، راه و روش هايشان امروزه کهنه شده و طرفدارهايشان به پايان خط رسيده اند، ولي امام خميني رحمة الله اولين رهبر مذهبي است که دين، سياست و فرهنگ را يک جا به کار گرفته و به همين دليل نيز ادامه خواهد يافت.
از جمله کارهاي اعجاب انگيز امام خميني رحمة الله ارتباط عميق با نسل جوان است. با اينکه او بخش اعظم زندگي اش را شت سرگذاشته بود، اما نسل جوان را به ميدان مبارزه مي کشانيد، اصولا روحيه و شرايط سني نسل جوان طوري است که بيشتر از همسالان خود تاثير مي پذيرد تا از پير مردي که در دوران انقلاب حدود ۵ برابر سن جوان هاي کشور از عمر خويش را سپري کرده بود. اين در حالي است که رهبران ساير انقلاب ها، در هنگام انقلاب، جوان يا ميان سال بوده اند. رمز اين توفيق را من در شخصيت منحصر به فرد امام خميني رحمة الله مي دانم که او نه تنها از ارزش هاي بزرگ اخلاقي – انساني و ايمان عميق مذهبي برخوردار بود بلکه عالمي دانشمند و فقيهي آگاه از مسائل جاري بود و درزمينه هاي سياست و دانش اجتماعي و اقتصادي اطلاعات وسيعي داشت، زيرا بدون اين دانش ها، يک عالم مذهبي به دور از اطلاعات گسترده جهان امروز نمي تواند چنين قدرت نمايي کرده و هيولاي وحشتناکي را که به نمايندگي از امريکا و ساير قدرت ها در ايران حکومت مي کرد به زير بکشد.
نکته ظريف ديگري را که من در نهضت امام خميني رحمة الله احساس کردم اين است که انقلاب اسلامي ايران مستقيما از بطن مردم جوشيده است، نه اينکه مثل انقلاب فرانسه از روشنفکراني چون «ژان ژاک روسو» ، «ولتر» ، «ديدرو» و ديگران تغذيه شود. به واقع بايد انقلاب اسلامي را انقلاب مردمي ناميد.۵ »

شکوهمندترين مرد جهان در يک اتاق ساده

اسماعيل ولي اف، رئيس مدرسه عالي دفاع نخجوان مي گويد:
«اين واقعيتي ترديدناپذير است که امام خميني رحمة الله با آن شکوه و عظمتي که داشتند در کمال سادگي زندگي کردند. من خودم در محل سکونت امام خميني رحمة الله حضور يافتم واز نزديک اتاقي را که در آن زندگي مي کردند ديدم. قبل از آنکه به آن مکان وارد شوم، احساس مي کردم که وارد فضايي بزرگ خواهم شد که جلوي در آن ماشين هايي آخرين سيستم پارک شده است، گمان مي کردم که ايشان هم در بنايي با شکوه زندگي مي کنند، زيرا القائات سوء دشمنان انقلاب اسلامي به ما اينگونه تفهيم کرده بود.
ولي وقتي در آن جا حضور يافتم همه تصوراتم تهي از آب درآمد، زيرا زندگي اين انسان بزرگ با زندگي عادي ايراني ها کاملا همانند و يکسان بود، بلکه بايد بگويم که ايشان زندگي خود را صرف اعتلاي مذهب و امت اسلامي کرده است. زندگي امام از زندگي من که معلم هستم ساده تر بود. او هميشه زنده است و من در سايه اوست که به ايران آمدم. وقتي پشت در اتاق ايشان قرار گرفتم، از پشت پنجره عکس او را بوسيدم و در دلم گفتم: اماما! تو هرگز از يادها فراموش نخواهي شد. تو هميشه زنده اي.۶ »

تاثير کلام

دکتر غياث الدين صديقي، متفکر آزاد انديش انگليسي و عضو پارلمان مسلمانان انگستان مي گويد: «شخصيت امام رحمة الله تاثير عميقي بر دنياي جديد و به خصوص بر امت اسلامي داشته است.
مدت ها بود که ما رهبري نداشتيم که آنچه را مي گفت تاثير داشته باشد. به نظر من اين مهم ترين خصوصيت امام خميني رحمة الله بود، مردم احساس مي کردند که هر آنچه ايشان انجام مي دادند، هيچ دليلي جز براي عزت اسلام و کيان اسلامي نداشت. اين مهم ترين دستاورد و اين ويژگي شخصيت او بود. در جامعه اسلامي خيلي معمول شده است که هرگاه چيزي مطابق معمول وخوب پيش نرود مردم مي گويند: «ما يک خميني لازم داريم.»
او نوعي استاندارد اخلاقي و رهبري در جامعه مسلمانان بنيان نهاده است و هرکسي که مي خواهد براي خود کسي بشود، بايد خصوصيت امام خميني رحمة الله را داشته باشد.۷ »

دفاع از مقدسات مسلمانان

مولانا نواب بلدين نقشبندي از دانشمندان برجسته اه۴قل سنت مي گويد:
«امام خميني رحمة الله جامعه ايراني غرق در فرهنگ فاسد غرب را تبديل به جامعه اي کاملا اسلامي کرده، آن بزرگ مرد تاريخ بشريت پس از سکوت طولاني جهان اسلام در برابر اهانت سلمان رشدي به مقدسات مسلمين، فتوايي صادر کرد که ابرقدرت ها و همه دول ضد اسلامي جهان را شوکه نمود.۸ »
نمونه اي از رهبري صدر اسلام
مولانا کوثر نيازي مي گويد:
«امام خميني رحمة الله اين مساله را ثابت کردند که براي استقرار حکومت اسلامي لازم نيست تمامي عوامل کامل و مهيا باشد. تمام آنچه که براي برپايي اسلامي «توحيدي » لازم است وجود «مجتهدي » متعهد است که به توده هاي مسلمانان در مقابل «منافقين » و جهان «کفر» الهام بخش باشد. روش سياسي و شخصي امام خميني رحمة الله مثالي براي رهبريت اسلامي شده است. نه ثروت ونه قدرت، هيچ کدام نتوانستند وي را فريب دهند.
روش زندگي وي قابل مقايسه با رهبران صدر اسلام مي باشد. امام خميني رحمة الله به عنوان معلم و مشعل داري بزرگ در زمان معاصر و آينده مسلمين ظاهر گرديده اند. بدون اغراق مي توان گفت: وجود امام براي مسلمين برکت، و اعمال و گفتار ايشان چون منبع ابدي وحي براي مسلمين است.۹ »

او يک آيت حقيقي از الله بود

پروفسور «حامد الگار» استاد اسلام شناسي در دانشگاه کاليفرنياي آمريکا مي گويد:
«يک مسلمان هرچه قدر بخواهد از يک شخصيت بزرگ معنوي تعريف و تمجيد کند، به خاطر آنکه بزرگي و عظمت تنها از آن خداست و نمي توان شخصي غير از خداوند را با اين صفات خواند، بهتر است در عوض به کارگيري چنين لفظي گفته شود که عظمت و بزرگي خداوند بنحو نادري در آن فرد جلوه پيدا کرده و او را به آيتي از «الله » مبدل ساخته است. امام خميني رحمة الله قطعاً چنين آيتي بود. هرکس که سعادت حضور درکنار او را داشته باشد مي داند، زيارت وي حتي هنگامي که او يک کلمه سخن نيز نمي گفته، عميق ترين تاثير را بر روي آدمي مي گذاشت. راز اين تاثير در همان ويژگي الهي نهفته است.»
به عقيده اين استاد آمريکايي مسلمان، يکي ديگر از ويژگي هاي رهبر کبير انقلاب اسلامي ايران آرامشي بود که در امام وجود داشت. او در توضيح اين سخن خود مي گويد: «آرامشي که در امام وجود داشت، متعلق به فردي بود که با شيوه اي زاهدانه خود را غرق در «انديشه و عبادت الهي » کرده بود، اما در عين حال آنچنان به اقدامات سياسي مهمي دست مي زد که به لحاظ گستردگي و تاثير، در هيچ فرد انقلابي وجود نداشت وبه خاطر چنين ويژگي وي بود که در شخصيت او نوعي تکامل و همه جانبگي ايجاد کرده بود، به طوري که از عابد گرفته تا عامي و از عارف گرفته تا قاضي، همه را تحت تاثير قرار مي داد. در يک کلام، «زندگي او تجلي عمل صالح و ايثار بود و او در اين دنيا چنان به سر مي برد که گويي دائما مجذوب عز قدس الهي است و دقيقا به اين دليل بود که ميليون ها مسلمان جهان از ممالک مختلف به او عشق ورزيده و به راهش ايمان آوردند. ۱۰ »۱۱

پي نوشت هاـــــــــــــــــــــــــ

  1. بحارالانوار، ج ۵۷، ص ۲۱۶.
  2. شخصيت امام رحمة الله از ديدگاه رسانه ها، ص ۱۴.
  3. همان، ص ۶۲.
  4. همان، ص ۴۷.
  5. فصلنامه حضور، ش ۲۷، ص ۶۶ به بعد، با تلخيص.
  6. امام خميني رحمة الله در حديث ديگران، ص ۴.
  7. امام خميني رحمة الله درحديث ديگران، ص ۹۲.
  8. خورشيد بي غروب، ص ۷۴ به نقل از بولتن خبرگزاري، ۲۲/۳/۱۳۶۸.
  9. خورشيد بي غروب، ص ۷۶.
  10. روزنامه کيهان، ۱۸/۴/۱۳۶۸.
  11. منبع: ماهنامه مبلغان/معاونت تبليغ و آموزش‌هاي كاربردي حوزه‌ي علميه‌ي قم/شماره۲۹/ص۴۶-۵۳. پايگاه حوزه.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *