سيره پيامبر(ص) در سخن گفتن | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

سيره پيامبر(ص) در سخن گفتن

سيره پيامبر(ص) در سخن گفتن
سيره پيامبر(ص) در سخن گفتن

از آنجا كه «كيفيت سخن گفتن» با ديگران، نشانه‌ي ميزان خردمندي و حدّ و حدود شعور و ادب انسان است، در اين بخش، اشارتي به سيره‌ي حضرت رسول(ص) در مورد سخن گفتن داريم، تا در اين موضوع كه مورد ابتلاي همگان است، به آن حضرت اقتدا و تأسّي كنيم:

۱- كلام مفيد و مرتبط

بسياري از سخنان كه روزمرّه بر زبان جاري مي‌شود، يا كم فايده و بيهوده است، يا مربوط به گوينده سخن نيست. از اين رو، سزاوار است كه انسان خود ساخته، بر زبان و گفتار خود، كنترل و مراقبت داشته باشد. پيامبر اكرم(ص) زبان خويش را نگه مي داشت و به كار نمي‌انداخت، مگر در اموري كه به آن حضرت مربوط باشد، يا سودمند باشد، وقتي هم سخني مي‌فرمود، الفت بخش و وحدت آفرين بود، نه عامل تفرقه و موجب بددلي و كدورت افراد نسبت به يكديگر:

«كانَ يَخْزِنُ لِسانَه اِلا عمّا يَعْنيهِ وَ يُؤَلِّفُهُمْ وَلا يُنَفِّرُهُمْ»۱

۲- در سطح مخاطبين

خردمند كسي است كه در سخن گفتن، سطح فكر و ميزان كشش و معلومات طرف را حساب كند. زيرا سخن نامناسب با عقل و فكر مخاطبين، هم سبب خستگي و ملالت آنان از گوش دادن مي‌شود، و هم انان را به برداشت‌هاي غلط يا انديشه‌هاي انحرافي مي‌كشاند. پيامبر خدا(ص) با آنكه عقل كل بود و داناي همه‌ي اسرار و معارف والا، اما در سخن گفتن، سطح شعور و ظرفيت طرف را مي‌سنجيد.

امام صادق(ع) فرموده است كه رسول خدا(ص) هرگز با مردم، با عمق عقل و درك خود سخن نگفت و مي‌فرمود: ما پيامبران، مأموريم كه با مردم به اندازه‌ي عقل آنان حرف بزنيم، نه به قدر فهم خودمان:

«مَا كَلَّمَ رَسولُ اللّه‏ِ صلى الله‏ عليه‏ و آله اَلْعِبادَ بِكُنْهِ عَقْلِهِ قَطُّ، قَالَ رَسُولُ اللّه‏ِ صلى ‏الله ‏عليه‏ و ‏آله : اِنّا مَعاشِرَ الاَنْبياءِ اُمِرْنا اَنْ نُـكَلِّمَ النّاسَ عَلى قَدْرِ عُقولِهِمْ »۲
اين شيوه براي همه كساني كه با سخنراني، تدريس و تأليف با مردم مرتبطند، درس و الگوست؛ تا از اين طريق، يعني سخن و نوشتاري روشن، مفهوم و مردمي استفاده كنند، تا به راحتي با مخاطبين، ارتباط بر قرار كند. سخنان پيامبر،روشن، گويا و واضح بود، چنانكه هر شنونده‌اي آن را مي‌فهميد:
«كَانَ كَلَامُهُ فَصْلًا يَتَبَيَّنُهُ كُلُّ مَنْ سَمِعَه‏»۳

۳- سخن با تبسم

از نمود‌هاي حسن خلق، آميختن سخن با لبخند است. هم جاذبه مي‌آفريند، هم سخن را دلنشين‌تر مي‌سازد.

سخن گفتن پيامبر(ص) آميخته به تبسمي مليح و دلنشين بود:

«كان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله إذا حدّث بحديث تبسّم في حديثه»۴

گاهي هم با ديگران، با گفتار خويش، مزاح و شوخي مي‌كرد، با اين هدف و قصد كه آنان را مسرور و خرسند سازد.۵

۴- خلاصه گويي

پر حرفي، آزار دهنده‌ي شنونده است و او را خسته مي‌كند. سخنراني‌هاي طولاني و خطبه‌هاي مفصل، موجب گريز افراد از جلسات مذهبي، يا نماز جمعه و مجالس وعظ مي‌گردد. رسول اكرم(ص) كه همه‌ي كلماتش نور و حكمت و آموزنده بود، در عين حال رعايت مي‌كرد كه خطبه‌هايش كوتاه باشد:

«كَانَ أَقْصَرَ النَّاسِ خُطْبَةً وَ أَقَلَّهُمْ هَذَرا»۶

در عين كمال نماز، خطبه‌هايش كوتاه‌ترين بود و كم‌ترين سخن بيهوده و غير لازم نداشت.

اين، رعايت حال مردم و «مردم‌داري» او را نشان مي‌داد.

۵- كنترل زبان در حال خشم

حضرت رسول(ص) ديرتر از همه خشمگين و عصباني مي‌شد و زودتر از همه عفو مي‌كرد و مي گذشت. و در حال خشم و رضا، يكسان سخن مي‌گفت؛ يعني نه رضا و خرسندي، او را به گزافه گويي و تملّق مي كشاند، و نه عصبانيت او را از مرز حق بيرون مي‌برد. اين ميزان تقوا و اراده‌ي قوي است كه انسان در حال غضب، حق و باطل را به هم نياميزد. پيامبر اكرم(ص) در حال رضا و غضب، چيزي جز حق نمي گفت:

«و كان في الرّضا و الغضب لا يقول إلّا حقّا»۷

انس بن مالك مي‌گويد: من نُه سال خدمتكار پيامبر(ص) بودم، به ياد ندارم كه يك بار آن حضرت به من فرموده باشد: «چرا چنين و چنان كردي؟» يا آنكه چيزي را بر من عيب گرفته باشد.۸

اينها گوشه‌اي از اخلاق كريمه‌ي پيامبر خاتم است كه از سوي خداوند به خلق عظيم ستوده شده است و بجاست كه پيروان او، در رفتار و گفتار، از مولا و مقتدايشان پيروي كنند.۹

پي‌نوشت‌هاـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  1. بحارالأنوار/ج۱۶/ص۱۵۱.
  2. همان/ص۲۸۰.
  3. مكارم الأخلاق/طبرسي/ص۲۳.
  4. سنن النبي/علامه طباطبايي/ص۴۸.
  5. همان
  6. بحارالأنوار/ج۱۶/ص۲۳۷؛ مكارم الأخلاق/ص۲۳.
  7. سنن النبي/ص۷۶
  8. مكارم الأخلاق/ص۱۶.
  9. منبع: همگام با رسول/جواد محدثي/قم/انتشارات پويشگر/چاپ سوم/سال ۱۳۸۵.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *