چرا از مرگ مي‌ترسيم؟ | ناصرون
قالب وردپرس پوسته وردپرس قالب فروشگاهی وردپس

چرا از مرگ مي‌ترسيم؟

چرا از مرگ مي‌ترسيم؟
چرا از مرگ مي‌ترسيم؟

پرسش:

چرا از مرگ مي‌ترسيم؟

پاسخ:

معمولاً غالب مردم از مرگ مي ترسند، تنها گروه اندكي هستند كه بر چهره‌ي مرگ لبخند مي‌زنند.

اما ببينيم چرا مرگ و مظاهر آن، و حتي نام بردن آن، براي گروهي درد آور است؟ دليل عمده‌اش، اين است كه به زندگي بعد از مرگ، ايمان ندازند، و يا اگر ايمان دارند، اين ايمان به صورت يك باور عميق درنيامده و بر افكار و عواطف آنها حاكم نشده است.

وحشت انسان از فنا و نيستي، طبيعي است. انسان حتي از تاريكي شب مي‌ترسد، چرا كه ظلمت نيستي نور است و گاه از مرده نيز مي ترسد، چرا كه آن هم در مسير فنا قرار گرفته است.

اما اگر انسان با تمام وجودش باور كند كه دنيا، زندان مؤمن، و بهشت كافر است «الدنيا سجن المؤمن و جنة الكافر»۱

اگر باور كند كه اين جسم خاكي، قفسي است براي مرغ روح او كه وقتي اين قفس شكست آزاد مي‌شود، و به هواي كوي دوست پر و بال مي‌زند.

اگر باور كند «حجاب حجاب چهره‌ي جان بخش مي‌شود غبار تنش» مسلّماً در آرزوي آن دم است كه از اين چهره، پرده بر افكند.

اگر باور كند مرغ باغ ملكوت است و از عالم خاك نيست، و تنها «دو سه روزي قفسي ساخته‌اند از بدنش».

آري اگر ديدگاه انسان درباره‌ي مرگ چنين باشد، هرگز از مرگ وحشت نمي‌كند، در عين اينكه زندگي را براي پيمودن مسير تكامل خواهان است. لذا در حديث عاشورا مي‌خوانيم: هر قدر حلقه محاصره دشمن تنگ‌تر مي‌شد و فشار دشمن بر حسين(ع) و يارانش بيشتر مي‌شد، چهره‌هاي آنها بر افروخته‌تر و شكوفاتر مي گشت، و حتي پير مردان خندان بودند. وقتي از آنها سوال مي‌شد، چرا؟ مي‌گفتند: براي اينكه ساعاتي ديگر شربت شهادت مي‌نوشيم و حورالعين را در آغوش مي‌گيريم!۲

علت ديگر براي ترس از مرگ، دلبستگي بيش از حد به دنيا است، چرا كه مرگ ميان او و محبوبش جدايي مي‌افكند، و دل كندن از آن‌همه امكاناتي كه براي زندگي مرفه و پر عيش و نوش فراهم ساخته براي او طاقت فرسا است.

عامل سوم خالي بودن ستون حسنات و پر بودن ستون سيئات نامه عمل است. در حديثي مي‌خوانيم كسي خدمت پيامبر آمد، عرض كرد يا رسول الله(ص) من چرا مرگ را دوست نمي‌دارم؟

فرمود: آيا ثروتي داري؟

عرض كرد: آري.

فرمود: چيزي از آن را پيش از خود فرستاده‌اي؟

عرض كرد: نه

فرمود: به همين دليل است كه مرگ را دوست نداري (چون نامه‌ي اعمالت از حسنات خالي است)۳

ديگري نزد ابوذر آمد و همين سؤال را كرد كه ما چرا از مرگ متنفريم؟!

فرمود: لأنكم عمرتم الدنيا، و خربتم الآخرة فتكرهون ان تنتقلوا من عمران الي خراب!؛ براي اينكه شما دنيا را آباد كرده‌ايد، و آخرتتان را ويران، طبيعي است كه دوست نداريد از نقطه‌ي آبادي به نقطه‌ي ويراني منتقل شويد۴

منبع۵

پي‌نوشت‌هاـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  1. سفينة البحار/ج۱/ص۶۰۳.
  2. مقتل الحسين/ص۲۶۳.
  3. محجة البيضاء/جلد۸/ص۲۵۸.
  4. همان.
  5. منبع: تفسير نمونه/ج۲۴/جمعي از فضلا زير نظر آية الله مكارم شيرازي/تهران/دارالكتب الإسلاميه/چاپ چهاردهم/سال ۱۳۷۷

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *